تنها صدایی که می ماند

 متن یکی از بهترین آهنگ های شادمهر:

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه
                   وقته از تو خوندنه ستاره ی ترانه ها اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه

       بی تو يك پرنده ی اسير بی پروازم با تو اما ميرسم به قله ی آوازم
                  اگه تا آخر اين ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم

        با یه چشمك دوباره منو زنده كن ستاره نذار از نفس بيفتم تویی تنها راه چاره
                               آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
                                اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

            تویی كه عشقمو از نگاه من می خونی تویی كه تو تپش ترانه هام مهمونی
                   تویی كه همنفس هميشه ی آوازی تویی كه آخر قصه ی منو می دونی

            اگه كوچه ی صدام یه كوچه ی باريكه اگه خونه ام بی چراغه چشم تو تاريكه
                    ميدونم آخر قصه می رسی به داد من لحظه یکی شدن تو آينه ها نزديكه

           با یه چشمك دوباره منو زنده كن ستاره نذار از نفس بيفتم تویی تنها راه چاره
                   آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
                   اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

توصیه های تربیتی

از "پياژه" (روانشناس بزرگ) مي پرسند كه چه توصيه اي براي پدر و مادرها، معلمان، مربيان داری؟

مي گويد: من توصيه اي براي مربيان ندارم. 

ممکن است تصور شود كه تواضع مي كند مثل بعضي از آقايان كه گاهي مصاحبه كنندگان تلويزيون مي گويند چه پيامي براي جوانان داريد؟ مي گويد: خواهش مي كنم ما كوچكتر از آن هستيم حالا در ضمن يك پيام داريم و مي گويد و ديگر ميكروفون را ول نمي كند. ولي از پياژه سوال مي كنند، مي گويد من توصيه اي ندارم. چگونه مي شود پياژه، كسي كه در چهار سوق علم قرارداد و نظريه اش باعث شد نظامهاي تعليم و تربيتي دنيا دگرگون شود و كتابهاي درسي بر اساس نظريه پياژه دگرگون مي شود حالا مي گويد: "من توصيه اي ندارم".

مي گويند: چرا؟

جواب ميدهد: چون توصيه هاي تربيتي در لحظات آني خلق مي شود. چيزي نيست كه از ديگري كسب شود.

بنابراین اگر مشاوران چيزي مي  گويند، نسخه هاي آشپزي نیستند كه نيم كيلو گوشت چرخ كرده با نيم كيلو سيب زميني رنده كرده البته فلفل و زردچوبه به اندازه كافي، بشود سفره خانواده و آشپزي.

بعضی اوقات يك خانم يا آقايي رد مي شود و از ما می پرسد: آقا اين بچه ما ناخن جوي دارد چه كار كنيم؟ اين بچه ما شب ادراري دارد، لكنت زبان دارد، اين پرخاشگر است يا پيش فعال است چه كنيم و در راهرو از ما نسخه مي خواهد و منتظر است كه من بگويم: خوب، يك دو سه چهار، يادداشت كن و در جيبت بگذار. تلفن 75000 را يادداشت كن و در جيبت بگذار و مشكل حل مي شود.

اينجوري نيست فردي كه اينگونه جواب داد بدانيد يا خودش را سركار گذاشته يا شما را يا علم روانشناسي را.

ااختلال وسواس فکری ، عملی

وسواس یکی از بیماری هایی است که اکثر افراد در اطراف خود شاهد علائم و عوارض آن بوده اند. اغلب، افراد وسواسی را به عنوان آدم هایی که زیاد می شویند و می سابند می شناسیم، شاید به این دلیل که وسواس نظافت و شستشو از شایع ترین وسواس هاست. اما وسواس طیف گسترده ای از رفتارها را می تواند در بر بگیرد. وسواس های عملی شامل رفتارهایی هستند که فرد آنها را مکررا انجام می دهد و اگر چه به بیهوده و غیر ضروری بودن آن آگاه است، اما قادر به جلوگیری از انجام آنها نیست و در صورت انجام ندادن دچار اضطراب بالایی می شود.
رفتارهایی مثل چک کردن مکرر بسته بودن شیرهای گاز، در و پنجره، شستشوی مداوم، حساسیت به ایجاد نظمی کاملا خاص و از این قبیل در دایره رفتارهای وسواسی قرار می گیرند. گاهی وسواس به شکل طولانی شدن و کند کارها نمودار می شود. مثلا طول کشیدن زمان توالت رفتن، استحمام، مسواک زدن. همه انسان ها گاهی در طول زندگی خود دچار وسواس می شوند که معمولا گذرا است، اما در مورد افراد وسواسی این وضعیت به ایجاد اختلال در روند عادی زندگی خانوادگی ، اجتماعی، یا شغلی منجر می شود. در کودکان وسواس شیوه های ابراز خاص خود را دارد. بعضی از بچه ها حتما باید شرایط خاصی برایشان فراهم باشد و رختخواب شان در وضعیت خاصی باشد تا بخوابند، در غیر این صورت دچار اضطراب شدید می شوند. یا در مورد غذا خوردن، نشستن یا انجام تکالیف مدرسه وسواس خود را بروز می دهند. زیاد نوشتن و پاک کردن، حساسیت زیاد در خط کشی کردن در کودکان مدرسه ای ممکن است هشدار دهنده وسواس باشد.گاهی کودک اصراردارد که حتما اگر با یک پا به توپ ضربه زد با پای دیگر هم بزند. یا حتما با پای راست از خانه خارج شود، در غیر اینصورت دچار اضطراب زیاد می شود.وسواس در سطح فکر هم بروز می کند که به آن وسواس فکری می گویند.
گاهی اوقات وسواس های فکری و عملی توام در فردی وجود دارد و گاهی اوقات تنها وسواس فکری دیده می شود. دایره افکار وسواسی نیز بسیار گسترده است. در نوجوانان ممکن است موشکافی کردن زیاد در یک حوزه خاص مورد علاقه دیده شود یا محدود کردن دنیای فکری خود تنها به یک حوزه خاص علمی به طور افراطی دیده شود. شمردن اعداد در ذهن، تکرار جمله یا ذکری خاص، تکرار صحنه های ناخوشایندی مثل تخریب، آتش سوزی، تجاوز، از وسواس های فکری رایج هستند. فرد از بیهوده و بی اساس یودن این افکار آگاه است اما با وجود این نمی تواند از هجوم آنها به ذهن اش جلوگیری کند. این افکار فرد را مضطرب می کند. در زندگی طبیعی فرد و روابط بین فردی، زمینه خانوادگی یا شغلی او اختلال ایجاد می کند. وسواس زیر مجموعه اختلال های اضطرابی است. گرچه به مولفه ژنتیکی در وسواس اشاره شده است اما بیشتر می توان گفت مولفه ای است که فرد را مستعد بروز این بیماری می سازد. در دیدگاه روان پویشی وسواس دفاع ناهشیار در برابر افکار نا خواسته فرد است. دیدگاه رفتاری – شناختی معتقد است که همه افراد گاه و بیگاه دچار افکار وسواسی می شوند اما فرد ذهنش را از آن منحرف می کند. اما افراد وسواسی قادر به منحرف کردن ذهن خود و رها کردن این افکار نیستند.

کرسمس مبارک

 کارت پستال کریسمس 2013

تقدیم به تمام جانبازان عزیز

شلوار تاخورده دارد مردی که یک پا ندارد
خشم است و آتش نگاهش یعنی تماشا ندارد
رخساره می تابم از او اما به چشمم نشسته
بس نوجوان است و شاید از بیست بالا ندارد
تق تق کنان چوبدستش روی زمین می نهد مهر
با آنکه ثبت حضورش حاجت به امضاء ندارد
لبخندمهرم به چشمش خاری شدودشنه ای شد
این خویگر با درشـــــتی نرمــــی تمنا ندارد
بر چهره سرد و خشکش پیدا خطوط ملال است
گویا که با کاهــــش تن، جانی شکیبا ندارد
گویم که با مهربانی خواهم شکیبایی از او
پنــــدش دهـــــم مادرانه گیرم که پروا ندارد
رو می کنم سوی او باز،تا گفتگویی کنم ساز
رفته ست وخالی ست جایش مردی که یکپاندارد
      سیمین بهبهانی

کودکی که قلبش مثل گنجشک میزد

خدارو شکر گذارم که امسال برای اولین بار به من توفیق داد که چند ساعت در یه مدرسه ابتدایی پسرانه مشاور باشم بچه هایی که مثل فرشته های معصومی هستند که خداوند به زمین نازل کرده .کوچولو ، دوست داشتنی ومهربون . تجربه مشاوره در یه مدرسه ابتدایی به حدی شیرینه که منو به فکر انداخته برا همیشه تو مقطع ابتدایی بمونم . توی همین مدرسه چند روز پیش اتفاقی افتاد که منو خیلی متاثر کرد . پسر بچه ها شیطونن والبته این شیطنت تا حدی طبیعیه و هیچ سرزنشی متوجه این کوچولوها نیست به دفتر معاون مدرسه رفته بودم که متوجه حضور یه پسربچه خیلی کوچولو اول ابتدایی شدم که به پهنای صورتش اشک میریخت ، مثل بید میلرزید ، و از وحشت به دیوار چسبیده بود !!! چه خبر شده؟ بله این علی آقای ما بایه همکلاسیش دعوا کرده وبا مشت زده تو بینی دوستش و .... وحالا زنگ زدن به پلیس 110 که بیاد و این بچه گستاخ 6 ساله رو ببرن زندان !!!!! بله این چیزی بود که معاون بی فکر یه مدرسه در حالیکه زیر لب همش میخندید به دروغ می گفت !! انگار داشت جوک تعریف می کرد وبا همکار محترم دیگه مدام اینو تکرا می کردن رفتم جلو پسر بچه رو بغل کردم ناخواسته دستم روی قفسه سینه ش قرار گرفت این بچه قلبش از وحشت داشت چندین برابر تندتر میزد صدای هق هقش بلندتر شده بود گفتم چی شده عزیزم ؟ با لحنی کودکانه التماس میکرد نجاتش بدم که پلیسا اونو نبرن زندان !!!! خیلی ناراحت شدم در حالی تو بغلم گریه میکرد بهش گفتم عزیزم حتی اگه پلیسا بیان من هیچ وقت نمیذارم تورو ببرن و کلی باهاش حرف زدم که نباید هیچ وقت دعوا کنه صورتشو شست و یه شیرینی خوشمزه بهش دادم و تا سر کلاس همراهش رفتم .والبته بعدش یه بحث تند بامعاون داشتم . خدای من باورم نمیشه ما بزرگترا ما معلما گاهی اینقدر بی رحم میشیم که حتی یادمون میره با بچه ها باید چطور رفتار کنیم !! به جرات می تونم بگم که هیچ بعید نبود این بچه همون جا سنگکوب میکرد و اون وقت چه کسی جوابگوی این مساله بود؟ خواهش میکنم مواظب رفتارتون با بچه هاباشید. اونا خیلی معصومن وخیلی ضعیف. شیطنت تو ذات اوناست. بازی کردن ، دعوا کردن ، سرو صدا کردن برا اونا طبیعیه . دعا میکنم خداوند به همه معلمان این سرزمین بردباری، صبر و عشق به بچه هارو بده.آمین