کودکی که قلبش مثل گنجشک میزد
خدارو شکر گذارم که امسال برای اولین بار به من توفیق داد که چند ساعت در یه مدرسه ابتدایی پسرانه مشاور باشم بچه هایی که مثل فرشته های معصومی هستند که خداوند به زمین نازل کرده .کوچولو ، دوست داشتنی ومهربون . تجربه مشاوره در یه مدرسه ابتدایی به حدی شیرینه که منو به فکر انداخته برا همیشه تو مقطع ابتدایی بمونم . توی همین مدرسه چند روز پیش اتفاقی افتاد که منو خیلی متاثر کرد . پسر بچه ها شیطونن والبته این شیطنت تا حدی طبیعیه و هیچ سرزنشی متوجه این کوچولوها نیست به دفتر معاون مدرسه رفته بودم که متوجه حضور یه پسربچه خیلی کوچولو اول ابتدایی شدم که به پهنای صورتش اشک میریخت ، مثل بید میلرزید ، و از وحشت به دیوار چسبیده بود !!! چه خبر شده؟ بله این علی آقای ما بایه همکلاسیش دعوا کرده وبا مشت زده تو بینی دوستش و .... وحالا زنگ زدن به پلیس 110 که بیاد و این بچه گستاخ 6 ساله رو ببرن زندان !!!!! بله این چیزی بود که معاون بی فکر یه مدرسه در حالیکه زیر لب همش میخندید به دروغ می گفت !! انگار داشت جوک تعریف می کرد وبا همکار محترم دیگه مدام اینو تکرا می کردن رفتم جلو پسر بچه رو بغل کردم ناخواسته دستم روی قفسه سینه ش قرار گرفت این بچه قلبش از وحشت داشت چندین برابر تندتر میزد صدای هق هقش بلندتر شده بود گفتم چی شده عزیزم ؟ با لحنی کودکانه التماس میکرد نجاتش بدم که پلیسا اونو نبرن زندان !!!! خیلی ناراحت شدم در حالی تو بغلم گریه میکرد بهش گفتم عزیزم حتی اگه پلیسا بیان من هیچ وقت نمیذارم تورو ببرن و کلی باهاش حرف زدم که نباید هیچ وقت دعوا کنه صورتشو شست و یه شیرینی خوشمزه بهش دادم و تا سر کلاس همراهش رفتم .والبته بعدش یه بحث تند بامعاون داشتم . خدای من باورم نمیشه ما بزرگترا ما معلما گاهی اینقدر بی رحم میشیم که حتی یادمون میره با بچه ها باید چطور رفتار کنیم !! به جرات می تونم بگم که هیچ بعید نبود این بچه همون جا سنگکوب میکرد و اون وقت چه کسی جوابگوی این مساله بود؟ خواهش میکنم مواظب رفتارتون با بچه هاباشید. اونا خیلی معصومن وخیلی ضعیف. شیطنت تو ذات اوناست. بازی کردن ، دعوا کردن ، سرو صدا کردن برا اونا طبیعیه . دعا میکنم خداوند به همه معلمان این سرزمین بردباری، صبر و عشق به بچه هارو بده.آمین
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 18:6 توسط پرستو قندی
|
زهرا احمدی -گرگان