قـطـعـه گـم شده ای از پـر پـرواز کـم است

یـازده بــار شمـردیـم و یـکی بــاز کـم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است

عـرق شرم زمیـن است کـه سرباز کم است